داستان طالقان

طالقان ؟  طالقان كجاست ؟

اين واكنشي بود  تا چندي پيش  ,  وقتيكه از طالقان تعريف ميكرديم برخورد ميكرديم . فقط نام آيت الله طالقاني بود كه شناخته شده بود و ماه هم ميگفتيم زاد گاه آيت الله  يه جاييه اطراف تهران.

كم كم در اخبار  سر و كله طالقان پيدا شد و خبر انتقال آب به تهران .

مدتها بحث انتقال آب طالقان سر زبانها بود . سد ساخته شد . آبگيري شد . درياچه اي پديد آمد به مراتب زيبا تر از ساير سد هاي اطراف تهران .

مردم از شكوفا شدن اقتصاد در منطقه خوشحال شده بودند . زمينها داشت گران ميشد . هكتار هكتار زمين كه به صنار نمي ارزيد ارزش ميليوني پيدا كرد . زمينهايي كه ساليان سال رها شده بودن ارزش پيدا كرد .زمين هاي آبا اجدادي كه به وراث رسيده بود . براي تصاحب زمينهاي بهتر بين وراث درگيريها يي بوجود آمد . خواهر از برادر شكايت كرد  و دختر عمو از پسر عمو.

دادگاه و دادگاه كشي . نامه ها نوشتند و به در ديوار چسباندند. يكي در زمين پايه ميزد و ديگري پايه ميكند .

برنده با دمش گردو ميشكست . زمينها را فروختند و فروختند و فروختند .

گردشگران مي آمدند و ميرفتند .زمينها باز هم فروخته ميشد . تك تك سرو كله ويلاهاي رنگارنگ پيدا شد . آخر هفته ها برو بيايي بود كه نگو نپرس.

طالقانيها همچنان در پوست خود نمي گنجيدند . زمينها را ميفروختند و ماشين ميخريدند .گوسفندها و گاوه ها نيز فروخته شدند .

گردشگران مي آمدن و ميرفتند و كسي توجهي نميكرد خوشحال و سرمست از پولهايي كه به جيب زده بودند.

كم كم چيزي آنها را متوجه خودش كرد . چيزي كه قبلا وجود نداشت و الان ظاهر شده بود !!؟

زباله !

ظرف يكبار مصرف پلاستيكي !

نايلونهايي كه باد به اين سو و آن سو ميبرد !

گردشگران كه فقط و فقط به فكر خود بودند  درختها را ميشكستند و آتش درست ميكردند و بعد از تفريح و تخريب ,  زباله ها را به جاي ميگذاشتند و ميرفتند .زباله روي زباله آلودگي روي آلودگي .

مردم و دلسوزان طالقاني تازه متوجه شدند و فكر چاره افتادند.

اين است داستان طالقان تا به امروز البته اگر به همين منوال پيش رود ميتوان آينده آنرا حدس زد زيرا بارها و بارها مشابه آنرا در جاهاي ديگري ديده و شنيده ايم مانند جواهر ده , كلاردشت , دوهزار و سه هزارتنكابن ,  نوار ساحلي درياي خزر كه به زباله داني سبز تبديل شده است.

علت عمده  ايجاد اين گونه ناهنجاريهاي زيست محيطي چيست؟

- عدم آموزش فرهنگ گردشگري بين مردم ؟

- عدم توجه مسئولان به محيط زيست ؟

-خودخواهي؟

…..

همانگونه كه بارها و بارها شنيده ايم محيط زيست فداي اقتصاد شده است و طرحهايي را كه مي توانستيم با هزينه بيشتر و بدون صدمه به محيط زيست اجرا كنيم با تخريب محيط زيست به اصطلاح صرفه جويي ريالي نموده ايم .

از طرفي هم  زندگي در شهر پرترافيك و آلوده تهران ,  سكونت در آپارتمان وكمبود فضا هاي تفريحي  ,  مردم تنها راه تخليه خستگي روحي خود را گذراندن در طبيعت يافته اند . با توجه به طرح هدفمندي يارانه ها و افزايش قيمت بنزين  مسلما مناطق نزديك شهرها  كه براي رسيدن به آنجا  سوخت كمتري مصرف شود بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد و متاسفانه يكي از اين مناطق ميتواند طالقان باشد .

البته اين حق طبيعي انسانهاست كه از طبيعت لذت ببرند اما حرف ما به عنوان دوستدار طالقان و محيط زيستش  اين است كه آيندگان نيز اين حق را دارند كه محيط سالم و هوايي پاك را تجربه كنند .

با شنيدن اخبار ايجاد مناطق نمونه گردشگري در طالقان  (آسمان سو ) و ساخت  مجتمع اقامتي  تفريحي زيدشت ! (نزديك ترين روستا به درياچه سد ) شمارش معكوس جهت تخريب محيط زيست طالقان آغاز شده و  سوالاتي بي پاسخ  در ذهن طالقاني ها بو جو د آمده است كه آيا مسئولان و بانيان اين طرحها به اين نكات توجه نموده اند :

-          آيا زمينه ساز توسعه طالقان فقط  و فقط با ايجاد منطقه نمونه گردشگري امكان پذير است ؟

-          آيا ساخت بيمارستان مهم تر است يا مجتمع اقامتي ؟

-          آيا نيايد گاز رساني در الويت باشد ؟

-          آيا نبايد ابتدا جاده مناسب ساخته شود تا با هجوم گردشگران در تعطيلات آخر هفته ساعت ها در ترافيك نمانند؟

-          آيا نبايد فرهنگ گردشگري آموزش داده شود بعد منطقه گردشگري  ايجاد گردد؟

-          آيا نبايد ساير جاذبه هاي طالقان را برجسته سازي كرد؟

-          آيا نبايد از تجربه گذشته درس آموخت ؟ (ساخت مجتمع هاي اقامتي  در كنار رودخانه كرج و نشت فاضلاب به آب آشاميدني )

-          آيا نبايد منفعت عمومي را به منفعت شخصي ترجيح داد؟

-          آيا نبايد يك منطقه بكر و دست نخورده در اطراف تهران باقي بماند ؟

-          آيا بهتر نيست به جاي ايجاد منطقه نمونه گردشگري منطقه نمونه محيط زيستي ايجاد كنيم ؟

-          آيا نبايد از هم اكنون به فكر زباله هايي كه توليد ميشود بود ؟

-          و ده ها آيا ي ديگر

حال درخواست اكثريت طالقاني ها اين است كه دست اندركاران و فعالات محيط زيست با توجه به سوابق گذشته و تخريبهاي بوجود آمده و جبران ناشدني ساير مناطق   , تمام توان خود را براي جلوگيري از عملياتي شدن اينگونه طرحهاي بكاربگيرند.

شايد آينده طالقان مانند عكس زير شود


This entry was posted in اصلي and tagged . Bookmark the permalink.

4 نظر برای داستان طالقان

  1. رضا گفته:

    سلام داداش خدا قوت ميخواستم از تمام تلاشهايي كه واسه شناسوندن وطنمون به همه دنيا انجام ميدي تشكر كنم دم همه طالاقونيا گرم

  2. لیلا گفته:

    وای چه غمگین زادگاه طالقانی هم مثه خودش مظلوم واقع شده

  3. ش . ع. گفته:

    آشنايى من با طالقان : ابتدا در زمان دانشجوئى مدتها قبل از انقلاب در انجمن دانشجويان اسلامى در آمريكا با نام طالقان از طريق كتابهاى پرتوى از قران مرحوم ايت الله طالقانى آشنا و شيفته تفاسير ايشان شدم و نام طالقان در حافظه ام حك شد ! حال اگر ايشان در قيد حيات بودند ،……بگذريم
    - با توجه باينكه بيش از ٢٧ سال از ندگى خود را در خارج از ايران گذراندم ، تابستان سال گذشته از هواى ألوده تهران به كانادا رفتم و تصميم داشتم در أنجا با وام از بانك مزرعه كوچكى براى يك زندگى آرام براى خود دست وپا كنم و امكانات أوليه هم رديف شده بود ،،، تا يك شب در خواب ديدم كه تربتي كه در زمان نماز بر آن سجده ميكنم بخود نقشه ايران گرفت !! لذا ازكانادا منصرف شدم و روى آوردم به طالقان زيبا تصميم گرفتم كه زمينى را كه چند نفر از دوستان خود نريده بوديم آماده ساخت آلونگي كوچك و بقيه زمين را بباغى تبديل كنيم،
    بسم الله ، رفت و آمد از تهران به طالقان ،…. رجوع به سازمان ثبت،….
    -…. زمينى كه شما خريديد شامل ماده ١٤٧ نميشود…. چرا؟ …. چون شماره پلاك فرعى ندارد ،….
    خوب حالا چكار بايد بكنم؟ ….. بوريد اداره جهاد كشاورزي و اجازه ساخت بگيريد كه شايد پس از ساخت شامل صدور سند شود،…. در همين احوال با آقائى كه در سالن ثبت بود آشنا شدم و پرسيدم شما هم دنبال سند براى زمين خود هستيد كه ايشان فرمودند بله پرسيدم چه مدت است كه ايشان فرمودند ٨ (هشت) سال است !!!!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>